مادر روحانی
بی غرض.صادق و راستگو.ارام.با وقار.طالب شهرت.شیک پوش با شهامت.پر تحمل اما سرکش.اغلب مظلوم.خوب و مهربان هستند. . . دوستان متولد مرداد: همگی تولدتون مبارک... اما فکر میکنم ایشان از معدود کسانی بودند که در زمان حیاتشان هم به خوبی شناخته شده و مورد مهر و محبت مردم قرار گرفتند. هنوز هم خیلی از تازه کاران عرصه ی سینما را به یاد دارم که ایشان را الگوی هنری خود قرار داده بودند. مرگ ایشان غم بزرگی را در دل دوستداران این حرفه به بار اورد. افتخار بزرگی است که خسرو شکیبایی نقطه ی اوج را طی کرد و در همان اوج نیز با بازیگری وداع گفت. او بر خلاف خیلی از بازیگران دیگر روند نزولی نداشت وتا پایان عمر پر بارش همانی بود که از او انتظار میرفت. امروز صبح که برای خداحافظی اخر با ایشان به تالار وحدت رفتم انقدر حضور مردم پر رنگ بود که با خود گفتم بی شک تنها دعای خیر این تعداد از دوستداران او نیز باعث امرزش روح ایشان خواهد بود. به قول پرویز پرستویی"خسرو شکیبایی" متعلق به ملت ایران است. " خانه ی اخرت سبز باد" اخه رو چه حسابی انقدر من و تحویل میگرفت؟ چه دلیلی داشت همش سر به سرم بزاره و وقتی من و میبینه به دوستاش نشونم بده با هم بخندند.. اون روز و بگو که برای هممون فالوده بستنی خرید درسته هر روز یکی بقیه رو مهمون میکرد ولی اون از کجا میدونست من عاشق بستنی ام؟تازه تو جمع به من اشاره کرد و گفت باید یه روز هم برای این خانوم یه بسته قرص فسفر برای افزایش ای کیوشون بگیریم! اخی چقدر دست و دلباز!!!! مطمئنم عاشقم بوده وگرنه دلیلی نداشت که کارش و بی خیال شه و کار با اون دستگاه و بهم یاد بده درسته منم طبق معمول گیج بازی در می اوردم و سر وارد نبودن به دستگاه مدام سوتی میدادم ولی اینا همش بهونست مسلما اون دنبال فرصت میگشته تا سر صحبت و باهام باز کنه!! خدایا چقدر خوشحال بودم چقدر اعتماد به نفسم بالا رفته بود تازه داشتم به خودم امیدوار میشدم طرف همونی بود که تو رویاهام دنبالش میگشتم! تقصیر خودمه نباید تابلو بازی در می اوردم دوستم بهم گفته بود که هر وقت اونو میبینم نیشم تا بنا گوش باز میشه!!! اصلا چه میدونی شاید دوستم وقتی فهمیده طرف انقدر عاشقمه چشمم زده از رو حسادتشم بود که بهم گفت به محض اینکه وامت جور شد یه چندتا عمل زیبایی رو صورتت انجام بده بعدشم برو باشگاه یه 20کیلویی وزن کم کن وگرنه همه میدونن هیکل و قیافم حرف نداره!! من که میدونم دوستم دعا جادوم کرد وگرنه یهو چی شد که وقتی به طرف گفتم من و اخراج کردند بر و بر بهم نگام کرد و با ذوق گفت خیلی خوبه خواهشا از فردا دیگه این ورا پیدات نشه!!!! ندیدمش فقط صدایش را شنیدم که گفت:برای تماشا بیایید. وقتی به انجا رسیدم جای سوزن انداختن نبود. مردم به دور دار حلقه زده بوند.زن و مرد همه و همه در انتظار ان لحظه ایستاده بودند. هوا گرم بود و بیابان داغ اما باز هم مردم انتظار در گرما را برای دیدن ابلیس ترجیح دادند. کم کم مردها لباسهایشان را در اوردند و ساعاتی بعد زنان هم نیمه برهنه شدند. در ان لحظه دوباره صدایی امد که چرا اینجا امده اید؟ گفتند برای دیدن به دار کشیدن ابلیس... صدا پاسخ داد:تا زمانی که شما ابلهان هستید چه کسی میتواند ابلیس را به دار بکشد؟! و من تازه فهمیدم که رسوایی برهنگی زنان و مردان هم کار شیطان بوده!!!! ایول بابا کارتون خیلی درسته!! چرا ما عادت داریم از همه ی مسائل به راحتی عبور کنیم؟ چرا دو زار دقت نداریم؟ میدونید منظورم کدوم مسئله ست؟ پست قبلیمو با دقت بخونید من گفته بودم بی خیاله موهای بلندم الان از موهای کوتا هم کاملا راضی ام اما متاسفانه هیشکی به این مسئله پی نبرده بود همه با هم برام نظر گذاشته بودید که عیبی نداره غصه نخور زود بلند میشه.من کی گفتم الان دارم غصه میخورم؟ من اصلا منظورم ظاهر موهام نبود میخواستم از کوتاهی موهام یه نتیجه علمی بگیرم البته یه احتمال دیگه هم داره هااااااااااا اونم اینه که نفر اول دچار این بی دقتی شده و این حرف و زده بقیه هم بدون این که اصلا مطلب من و بخونن موقع دادن نظر چشمشون به کامنت اول افتاده و یه حدس هایی زدن و واسه خودشون به نتایجی رسیدند جالب این که با نتایج به دست اومده من و نصیحتم کردند!! طبق معمول میخوام به نتایجی برسم: خواهشا یه ذره ازین حالت رباطی بودنمون کم کنیم این که فقط بریم به یکی نظر بدیم به این امید که طرف مقابل هم بیاد واسه ما نظر بزاره تا امارمون نجومی شه!! شاید مطالبی که تو وبلاگ ها نوشته میشه اگه با دقت بیشتری خونده بشه تاثیر خوبی تو زندگیمون بزاره.... خیلی براشون ارزش قائل بودم اما خب چه میشه کرد کاریه که شده موهام و میگم همونایی که خیلی بهشون افتخار میکردم اخه تا کمرم بود این فکر یهو مثل خوره تو ذهنم افتاد که از دستشون خلاص شم تصمیم و گرفته بودم باید کوتاهشون میکردم کوتاهه کوتاه پسرونه!! بی خیال بابا الانم راضیم همیشه که نباید برای چیزهایی که از دست دادیم افسوس بخوریم باید یاد بگیریم نیمه ی پر لیوان و نگاه کنیم میخوام اینو بگم باید به خودمون جرات ریسک کردن و بدیم چون خیلی اوقات وقتی تغییر ایجاد میشه تحول روحی ام در ادم بوجود میاد شاید حتی یه تغییر ساده باشه اما ادم از یکنواختی در میاد.... انگار عقربه های ساعتم دارن با من لجبازی میکنند. به خودم میگم تو این دوره زمونه که تکنولوژی خیلی خوب پیشرفت کرده کاش منم ازش استفاده میکردم کاش اون موقعی که بهم گفتی دوستت دارم صداتو ضبط میکردم کاش اون لحظه ای که گفتم هیچ تمایلی به اشنایی با تو ندارم فیلمبرداری شده بود. کاش یه عکس ازت میگرفتم اون لحظه ای که به پام افتاده بودی.. راستی ... خیلی زود رفتی اون قدر زود که وقت نشد بهت تبریک بگم بگم چقدر قشنگ بلدی یه ادم و بازیچه قرار بدی تا بهت بگم چقدر خوب بلدی ادمو به تله بندازی به کارات که فکر میکنم حالت تهوع بهم دست میده اون وقتی که بهم گفتی منم یکیم مثل بقیه!! حالم ازت بهم میخوره اون لحظه ای که برنگشتی تا بهت دست تکون بدهم... اما هنوز نمیدونم این تپش های قلبم برای چیه؟ این انتظار این به ساعت نگاه کردن ها برای چیه؟ کاش فقط یه بار دیگه می دیدمت.. تا بهت بگم کاش رفتارت هم مثل چشمات زیبا بود..... مادیگرا.صمیمی و وفادار.تودار.فعال و پر طاقت. حساس.با انصاف.مهمان دوست.فرزند دوست و یک اشپز خوب هستند.. دوستان خوب متولد تیر ماه همگی تولدتون مبارک.....
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |

