مادر روحانی
من مرغ عشق هایی دارم که هر روز عاشقانه ترانه سر می دهند. پنجره ی خانه ی ما رو به سوی امید باز می شود. حیاط خانه مان پر از اقاقیاست و شقایق هایش هر روز حرف هایی برای گفتن دارند.این جا حتی تابلویش فقط باغ است و گل فرش خانه ی ما از دست بافت گران تر است. زیر پای ما گل ها نفس می کشند و ستاره ها٬ سقف خانه مان است... چه خوب است گاهی دروغ گفتن...گاهی به زبان آوردن آرزوها هر چند حقیقت نداشته باشند!!! --------------------------------------------------------------------------------------------------------------- پ.ن:ممنون که وقت گذاشته و نوشته منو خوندید اما.... من آدم مهربونی هستم به خاطر همین تقاضا میکنم کسانی که از نوشتم خوششون نمیاد خودشونو ناراحت نکنن من نیازی به کامنت اونا ندارم لطفا برای پست من کامنت نذارن!
| Design By : Night Skin |

